سعادت حقیقی انسان
موضوع سعادت انسان در این جهان از دیدگاه هر دین و مکتبی به گونه ای خاص تعریف شده و برداشت هر یک از ادیان و مذاهب در جهان بشری متفاوت با دیگری است.برخی مانند هندوئیسم،دائوئسیم،جاینیسم و عرفان های کلاسیک مردم را یکطرفه به سوی رشد و تعالی در عرصه معنویت و اخلاق سوق می دهند و دسته دیگری نیز چون مکاتب غربی بعد از دوره رنسانس،خواستار رشد و ترقی علمی و دنیوی برای انسان بوده و رشد معنوی و اخلاقی انسان را به بعد از مرحله رشد و ترقی وی در عرصه علم و تکنولوژی،و به عبارتی بهتر به بعد از مرحله بهره مندی از دنیا و مواهب آن موکول می نمایند.در یک کلام در دسته اول اصل بر رشد و تعالی انسان در عرصه معنویت و اخلاق،و در دسته دوم اصل بر رشد و ترقی علمی و دنیوی انسان قرار داده شده است.
ادیان آسمانی از جمله یهودیت،مسیحیت و اسلام نیز از آسیب تفسیرات گوناگون در این رابطه برکنار نمانده به طوری که در هر دوره از تاریخ خود،مردم را به گونه ای متفاوت هدایت نموده اند.از جمله یهودیت که در برهه ای از تاریخ مردم را به معنویت و اخلاق سوق می داده در برهه ای دیگر بیشتر رنگ دنیایی به خود گرفته است.
مسیحیت ارتدوکس و کاتولیک نیز ابتدا و به خصوص در دوران قرون وسطی در مسیر معنویت و اخلاق پیش می رفت و با فرا رسیدن دوره رنسانس و ظهور پروتستان ها رنگ و بوی دنیایی گرفت.
اسلام نیز دینی بوده که بدواً مردم را به حرکت در هر دو مسیر هدایت می کرده،یعنی با اتکا به آیه 201 سوره بقره که فرموده:
«ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة »، (پروردگارا به ما در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما)،تلاش می کرده تا مردم،هم به دنیا بپردازند،و هم از آخرت غافل نشوند.در تفسیر آیه فوق از قول پیامبر ص نقل شده که می فرمود: خدایا دنیا و آخرت ما را آباد کن.
شاید برخی در مقام اشکال و یا کنجکاوی عنوان نمایند که آیه می گوید: (خدایا به ما در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما)،و این چه ربطی دارد به رویکرد و توجه مسلمانان به امور مربوط به دنیا و آخرت؟ در پاسخ به اشکال فوق باید بگوییم منظور از «نیکی» که در مضمون آیه عنوان شده و آن تعبیر «آباد شدن» دنیا و آخرت که در گفتار رسول خدا ص ذکر گردیده،چیزی جز پیشرفت و ترقی در امور دنیوی،و رشد و تعالی در معنویت و اخلاق نیست. این همان سعادت حقیقی است که خدای تعالی غیر مستقیم به مردم رهنمود داده تا در پی کسب آن باشند.البته به صرف گفتن و درخواست کردن چیزی محقق نخواهد شد و لازمه رسیدن به هر هدفی انجام تلاش و کوشش در جهت رسیدن به آن هدف خواهد بود.
ما به ادیان و آیین های دیگر کاری نداریم و چون مسلمانیم از آموزه های اسلام صحبت می کنیم.حال اگر پیروان آیین های دیگر نیز کلام ما خوشایند شان بود و خواستند از کلام ما پیروی کنند این کمال افتخار برای ما مسلمانان است. اسلام شریعتی است که خواهان موفقیت پیروان خود هم در ارتباط با امور دنیوی و هم در ارتباط با امور اخروی است.امور دنیایی یعنی علم و تکنولوژی و امور آخرتی یعنی معنویت و اخلاق. بایستی دانست هر دین و آیینی که مردم را به کسب موفقیت در یکی از جهات یاد شده دعوت نموده و از توجه به جهت دیگر دور سازد،خود از مسیر سعادت حقیقی دور افتاده است.
اگر انسان بتواند هم در امور مربوط به دنیا موفق شود و هم در امور مربوط به آخرت کسب موفقیت نماید در آن صورت است که موفق شده،و مصداق کامل همان خلقتی خواهد بود که خدای تعالی از آفرینش وی به خود تبریک گفت:«فتبارک الله احسن الخالقین». ( مؤمنون: 14 ).
اگر در حال حاضر در دنیا می بینیم که برخی از جوامع در ارتباط با امور دنیایی عقب افتاده و برخی نیز با مفاهیم آخرتی بیگانه گشته اند،اینها همه به واسطه آن است که هر یک از این دو گروه به یکی از جهات مزبور چسبیده،و جهت دیگر را رها نموده اند.بدیهی است مسلمانان نیز از این آسیب در امان نمانده و علت آن که در ارتباط با امور دنیایی از جوامع پیشرفته عقب تر هستند همان بی اعتنایی به امور دنیا است.کلام آخر این که توجه به امور دنیوی امری مذموم نبوده و بلکه لازمه پیشرفت و تعالی انسان در پهنه هستی است.
کریم نافعی فرد
تهران ایران
|