وب سایت اختصاصی کریم نافعی فرد

ابدی بودن خیر و شرّ در جهان بشری

ابدی بودن خیر و شرّ در جهان بشری
اکثریت قریب به اتفاق مردم اصولاً تصورشان بدین گونه بوده و هست که همه آن چیزهایی که زیرمجموعه جبهه خیر در جهان بشری را تشکیل می دهد از جمله:حقیقت،عدالت،انسانیت، خیر،زیبایی،ایمان،اخلاق و به عبارتی بهتر همه خوبیها،به لحاظ آن که به جبهه خیر تعلق دارد ماندنی،و همه آن چیزهایی که زیر مجموعه شرّ هستند،رفتنی و نابود شدنی اند.ناگفته نماند این طرز تلقی در ارتباط با موضوع خیر و شرّ در جهان بشری در بین مسلمانان،به مضمون آیه 81 از سوره اسراء بازمی گردد.آنجا که خدای تعالی فرموده:
«وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً».(و بگو حقّ آمد و باطل نابود شد،همانا باطل،نابود شدنى است).
بیشتر کسانی که خواسته اند آیه فوق را تفسیر نمایند مفهوم آنرا گسترش داده و این طور نتیجه گیری نموده اند که منظور آیه علاوه بر اتفاقات مقطعی، ناظر بر حرکت و جهت گیری کلی و نهایی عنصر خیر در قبال عنصر شرّ می باشد.به تعبیری روشنتر از نگاه مفسران مزبور آیه درصدد بیان این مطلب است که در تقابل میان جناح خیر و شرّ در جهان بشری،در نهایت جناح خیر بر جناح شرّ غلبه نموده و آن را نابود خواهد نمود.چنانچه پیش از این در کتاب جبر و اختیار نیز توضیح داده ایم این تعبیر و به عبارتی دیگر این برداشت از آیه به سه دلیل نمی تواند درست باشد.
الف- دلیل اول آن که خدای تعالی وجود بشر را مبتنی بر خیر و شر آفریده است.وجود انسان به گونه ای شکل گرفته که در یک طرف آن قوای رحمانی و در طرف دیگر قوای شیطانی قرار دارد.انسان عبارت از اراده آزادی است که باید از میان دو جناح رحمانی و شیطانی در وجود خود،یکی را انتخاب نموده و در مسیر آن پیش رود. همین اختلاف و تضاد موجود در وجود انسان،وقتی در اجتماع به فعلیت رسد،اجتماع انسانی نیز اجتماعی مبتنی بر تضاد خواهد بود، چرا که اجتماع، خود، برآمده و محصول مجموعه ای از همان انسانها است که در کنار هم زندگانی می کنند.
ب- دلیل دوم ماهیت جوامع انسانی است که بر مبنای اختلاف و تضاد بنا گردیده و علت آن نیز چنانچه در بخش الف عنوان شد به ماهیت وجودی انسان بازمی گردد.یعنی چون وجود انسانها مبتنی بر تضاد است لذا در مرحله عینیت یافتن گرایشات درونی انسانها جامعه نیز سر از اختلاف و تضاد درمی آورد. گروهی طرفدار خیر و خوبی می شوند و گروهی طرفدار شرّ و بدی.
ج- چون در مشیت الهی این گونه رقم خورده که جهان بشری تا پایان حیات خود با همین کیفیت به حیات و حرکت خود ادامه دهند،پس ناگزیر باید تا پایان جهان بشری،هم جناح خیر باشد،و هم جناح شرّ. زیرا همان گونه که در خلال مباحث مربوط به جبر و اختیار گفته ایم تصور آنکه در تاریخ زندگانی بشر روزی باشد که یکی از دو جناح خیر و یا شرّ وجود خارجی نداشته باشد،ممکن نیست، زیرا وجود جوامع بشری و همچنین ادامه و استمرار آن در گرو همان اختلاف و تضاد بنیادین است که گفته شد.
بایستی دانست اگر اختلاف و تضاد موجود در میان جوامع بشری از میان برداشته شود،و به عبارتی بهتر جوامع بشری به گونه ای شکل گیرد که یا خیر مطلق باشد،و یا شرّ مطلق،خیلی زود دچار انحطاط و نابودی خواهد شد.زیرا چنانچه پیشتر نیز عنوان شد حیات و حرکت جوامع بشری بسته به وجود همان اختلافات و تضاد بنیادین است.اختلاف و تضادی که موجب می گردد تا نوع انسان به جنب و جوش افتاده و در امور مربوط به زیست و زندگانی خود تغییر و تحول ایجاد نماید.
بسیاری از پیروان ادیان،مذاهب و مکاتب بشری به لحاظ عدم آگاهی از این نکته تصورشان این بوده و هست که اگر در بخشی از جهان موفق شوند،همچنین خواهند توانست کل جهان را نیز تغییر داده و تحت سلطه خود درآورند،غافل از آنکه این فرمول را خالق هستی طراحی و پیاده نموده،و هیچ قدرتی قادر به تغییر آن نیست.قدرت های فراگیر بسیاری را در طول تاریخ شاهد بوده ایم که تصور می کرده اند می توانند بر کل جهان مسلط شده و کل جهان را تحت امر خود درآورند،و این در حالی است که پس از پیشروی تا آنجا که در مشیت خدا بوده،بلافاصله به مشکل برخورده،و در موضع ضعف و انحطاط قرار گرفته اند.این خود،نشان می دهد که علی رغم آزاد و فاعل مختار بودن نوع انسان،قدرتی مافوق همه قدرتها بر هستی و همچنین بر جهان بشری سلطه و سیطره دارد،و آن را در مسیری که از قبل طراحی نموده،پیش می برد.

کریم نافعی فرد
تهران ایران


بازگشت به آرشیو مطالب