وب سایت اختصاصی کریم نافعی فرد

تفسیر آیه چشم زخم

تفسیر آیه چشم زخم
در قرآن آیه ای هست که بدان آیه چشم زخم گفته می شود.اینک متن آیه:
«... وَ إِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ...».
نزدیک است(تو گویی)کافران وقتی آیات را می‌شنوند،می خواهند با چشمان‌ خود تو را از بین ببرند،و می‌گویند او دیوانه است! ( قلم : 51).
مفهوم آیه بالا چنانچه مترجمین و مفسرین قرآن بیان نموده اند،ناظر بر موضوع چشم زخم است.اما از نظر نگارنده این طور نیست،و می توان گفت که مفهوم آن ناظر بر موضوع دیگری بوده است.موضوع چشم زخم از جمله خرافه هایی است که از قدیم در بین پیروان ادیان و آیینها و همچنین در باور بیشتر مردم جهان وجود داشته،و هم اکنون نیز وجود دارد.حتی این اواخر بسیاری از طرفداران و باورمندان به این موضوع در راستای اثبات آن دست به دامن داستان هایی از قبیل آن که برخی افراد هستند که با نگاه شان می توانند حتی قاشق و چنگال را خم نموده،و یا اجسام را از جای خود حرکت دهند،شده اند.
در اینجا ما با این مطلب که برخی افراد با چشم های شان قاشق و چنگال را خم نموده و یا اجسام را از جای خود حرکت می دهند،کاری نداریم و این موضوع خیلی هم از نظر ما اهمیت ندارد.ممکن است چنین چیزی باشد،و ممکن هم هست که همه اش ساختگی باشد.چیزی که از نظر ما اهمیت داشته،و در پی آن هستیم تا آن را برای مردم روشن کنیم،بررسی موضوع چشم زخم با توجه به یک پرسش است،و آن پرسش این است که:
اگر خدای تعالی این قدرت و این نیرو را در وجود برخی انسانها قرار داده،این عمل خدا چه توجیهی می تواند داشته باشد؟و اساساً به چه دردی می خورد؟ آیا می توان قبول نمود که خدای تعالی همین طوری بدون دلیل چون فقط دلش خواسته این قدرت را در برخی از انسانها قرار داده که خواسته و ناخواسته هر وقت که پیش آمد و یا اراده کردند،به دیگران آسیب برسانند؟
در توضیح بیشتر قضیه بایستی گفت که بسیاری چیزها هستند که به خدا نسبت داده شده و مردم هم بدون آن که در باره آنها بیندیشند پذیرفته اند.چه بسیار چیزهایی که به خدا نسبت می دهیم و اصلاً هم فکر نمی کنیم این چیزی را که به خدا نسبت می دهیم،درست است،یا درست نیست؟ شایسته و برازنده ساحت خداوندی هست،یا نیست؟
از آنجا که در مبحث جن و شیطان به برخی از موارد مورد بحث اشاراتی داشته ایم لذا از تکرار آنها صرف نظر می کنیم. همین قدر بایستی دانست که موضوع چشم زخم و این که در برخی از افراد نیرویی هست که با چشمان خود می توانند به افراد دیگر آسیب برسانند،خود از جمله خرافه هایی است که هیچ گونه توجیهی ندارد.
البته هم در کتاب و هم در اخبار رسول گرامی اشاراتی در این رابطه وجود دارد و ما در ارتباط با آنها توضیح خواهیم داد.در توضیح پیرامون آیه 51 سوره قلم بایستی گفت که نتیجه گیری یادشده از مضمون آیه فوق،بیشتر متأثر از پیشینه این ذهنیت و باور خرافی در بین مردم بوده است.
در توضیح بیشتر موضوع بایستی دانست که خدای تعالی آیات را درست نازل فرموده اما از آنجا که یک ذهنیت و یک باوری خرافی در این رابطه از قبل وجود داشته،و مردم آن دوره نیز بدان گونه خرافات باور داشته اند همین امر موجب گردیده تا معنا و مفهوم آیه به سمت و سوی ذهنیت و باور موجود سوق داده شده،و اصل معنا و مفهوم آیه از نظرها پنهان بماند.
ممکن است برخی اعتراض کنند که خیر! این طور نیست.مگر می شود که پیامبر خدا به معنای صحیح آیه توجه نداشته باشد و آیه را بر مبنای ذهنیت مرسوم و متداول در آن دوره معنا نماید؟! در پاسخ بدین اشکال بایستی گفت که موضوع اعتقاد و باور به موضوع چشم زخم،خود،موضوع چندان مهمی نبوده و هم اکنون نیز موضوع مهمی محسوب نمی شود که بر سر آن حساسیت ایجاد شود.اگر در آن دوره خیلی در ارتباط با آن موشکافی نشده،هم به لحاظ کم اهمیت بودنش بوده و هم به لحاظ آن که خدای تعالی می خواسته بعدها پرده از این گونه موضوعات برگرفته شود.
ناگفته نماند از این قبیل موارد فراوان بوده و هم اکنون نیز وجود دارد.یعنی برداشت هایی از برخی موضوعات در عصر نزول را داشته و داریم که گرچه در آن ادوار در زمره معتقدات مردم بوده،اما در حال حاضر معلوم شده که قضایا چنانچه تفسیر شده اند،نبوده،و یا حداقل تفاسیر و برداشتهای دیگری نیز وجود داشته است.
از جمله این گونه موارد می توان به قضیه عدم مصلوب شدن و به تعبیری دیگر عدم کشته شدن عیسی ع،و عروج وی به آسمان،و همچنین به آسمان برده شدن ایلیا ع،و خدمت نمودن جن ها به سلیمان ع،و یا مسخّر بودن باد در دست سلیمان و بسیار موارد دیگر که همگی در عهد عتیق،عهد جدید و قرآن عنوان گردیده،اشاره نمود.
همانگونه که عنوان شد چون اعراب صدر اسلام نیز همانند ملل دیگر به موضوع چشم زخم اعتقاد داشته اند،لذا وقتی آیه 51 سوره قلم نازل شده،خود بخود،معنا و مفهوم آیه به سمت و سوی باور مزبور سوق داده شده،و کسی هم اعتراضی نکرده،و این در حالی است که منظور خدا از بیان آیه مورد بحث آن چیزی نبوده که عنوان شده است.
در یک عبارت کوتاه می توان گفت که منظور خدا از بیان آیه یادشده این مطلب بوده:ای پیامبر! آگاه باش کفّار به هنگامی که آیات با عظمت قرآن را از تو می‌شنوند،به قدری خشمگین شده،و با خشم و غضب به تو نگاه می کنند که تو گویی از فرط خشم و غضب،اگر بتوانند،خواهند که با چشم های خود،تو را نابود کنند،و چون کاری از دستشان برنمی آید،و به عبارتی دیگر،نمی توانند کاری بکنند،لذا می گویند او دیوانه است!

کریم نافعی فرد
تهران ایران


بازگشت به آرشیو مطالب