وب سایت اختصاصی کریم نافعی فرد

منزلت اهل الله (تعالی شأنه)

منزلت اهل الله (تعالی شأنه)
حدیثی از رسول خدا ص نقل شده که در عین اجمال و اختصار بس پر معنا و حاوی مفاهیمی بلند است.می توان گفت مضمون آن در عین اجمال و اختصار، خود،یک جهان بینی است.اما از آنجا که فهم آن مستلزم دقت و تدبر کافی بوده،و عدم دقت در فهم آن،چه بسا خواننده را به مسیرهایی که خلاف نظر رسول خدا بوده بکشاند،مختصری در باره آن توضیح می دهیم.
«الدنیا حرام على أهل الآخرة،و الآخرة حرام على أهل الدنیا،و الدنیا و الآخرة حرام على أهل اللَّه». (دنیا بر اهل آخرت،و آخرت بر اهل دنیا،و دنیا و آخرت،بر اهل خدا حرام است).
پیش از ادامه بحث لازم است یک نکته ای را در نظر بگیریم و آن نکته این است مفهوم حرام در خبر فوق،مطابق با مفهومی که در احکام شریعت استفاده می شود،نیست.یعنی در احکام شرع وقتی گفته می شود شرب خمر حرام است، معنای این گفته آن است که نوشیدن شراب و مسکرات به طور کلی حرام بوده و مسلمان نمی باید مرتکب آن گردد.اما در خبر فوق که رسول خدا در ارتباط با دنیا و آخرت لفظ حرام را به کار برده،چنانچه در مبحث قبل یعنی«نسبت دنیا و انسان»نیز گفته شد،حرام بودن در اینجا به مفهوم عدم افراط و زیاده روی در اقبال و تعلق خاطر صرف به دنیا و لذائذ دنیوی است،نه آن که اهل آخرت و همچنین اهل الله،به طور کلی از دنیا و متعلقات آن اعراض نموده،و به قول معروف تارک دنیا شوند.
دنیا بر اهل آخرت حرام است،یعنی اهل آخرت در همان حال که به دنیا توجه کامل داشته،و با توجه به رهنمودهای شریعت از برکات آن بهره مند می باشند،در همان حال طوری تربیت شده اند که تعلق خاطر صرف بدان ندارند. یعنی اسیر و وابسته تعلقات دنیوی نبوده،و تعلق خاطرشان در گرو وعده های الهی است.حرام در اینجا یعنی عدم تعلق خاطر صرف،و پرهیز از افراط در گرایش به دنیا و متعلقات آن است.آخرت بر اهل دنیا حرام است،یعنی چون اهل دنیا،آخرت را دوست نداشته و توجهی بدان ندارند،و به تعبیری دیگر،پیوسته از آن گریزانند،تو گویی گرایش و توجه به آخرت نزد آنان،چون فعلی حرام است،که می باید از آن بپرهیزند.حرام در اینجا یعنی اهل دنیا به واسطه کراهت و بیزاری از آخرت و وعده های اخروی، خود، آخرت را بر خود، حرام نموده اند.
حال باید ببینیم اهل الله چه کسانی اند؟ بایستی دانست که اهل الله در یک کلام به کسانی اطلاق میشود که تمام توجه شان به الله بوده،و جز کسب رضای او به چیز دیگری توجه ندارند.می توان گفت که مصداق بارز انسان های موحد، هم آنان بوده،و توحید و پرستش خالصانه خدای تعالی،تنها در وجود آنان متجلی می گردد.آنان کسانی اند که به دنیا و مافیها،تنها از همان زاویه که شارع مقدس در شریعت معلوم فرموده،نگریسته،و فراتر از آن را بر خود جایز نمی دانند.
علاوه بر همه اینها،از آنجا که آنان غرقه در جذبه های الهی بوده،و محبت خدای تعالی تمام ذهن شان را تسخیر نموده،جز حلاوت عشق معشوق چیز دیگری کام آنان را شیرین نمی سازد.آنان کسانی اند که اگر در مسیر کسب خشنودی خداوند تلاش می کنند،این ایده را نه به واسطه وعده بهشت،و نه به واسطه وعید جهنم،بلکه تنها به واسطه عشق به خدای تعالی دنبال می کنند.
حال باید دید تفاوت اهل آخرت و اهل الله در چیست؟در یک کلام بایستی گفت که اهل آخرت یک درجه و بلکه درجاتی پایینتر از اهل الله قرار دارند.اهل آخرت کسانی اند که توجه شان به خدای تعالی به واسطه وعده هایی است که خداوند در دنیای بعدی و در بهشت به مردم داده،و این در حالی است که اهل الله از توجه به وعده های الهی فارغ،و مجذوب در عشق الهی اند.
بایستی توجه داشت چه اهل آخرت و چه اهل الله نمی باید از دنیا اعراض کنند زیرا اعراض از دنیا و متعلقات آن را پیامبر خدا نفی نموده و در حدیثی این معنا را با صراحت بیان نموده است.آنجا که فرموده:«لارهبانیة فی الاسلام».(در اسلام رهبانیت یعنی ترک دنیا نیست)، خود،گواه روشنی بر این مدعا است.
اهل آخرت و اهل الله نیز موظف اند چنانچه شریعت معلوم نموده به دنیا و متعلقات آن توجه کامل داشته،و در مسیر کسب برخورداری های مربوط بدان، نهایت سعی و تلاش را به عمل آورند،با این تفاوت که در اسارت و بندگی دنیا قرار نگیرند.
برخی از اهل نظر چون عرفا و متصوفه در ارتباط با تعریف اهل الله به انحراف رفته،و تصورشان بدین گونه بوده و هست که اهل الله یا عاشقان به الله باید به طور کلی از دنیا و مافیها اعراض نموده،و بالکل غرقه در جذبه های حق تعالی باشند،و حال آن که صورت صحیح قضیه،خلاف آن است.
عرفا و متصوفه پیروان خود را جوری تربیت می کردند و بدانها تعلیم می دادند که به قول خودشان،شخص بالکل غرقه در جذبه های حق می شد،و از آن طرف،از کار و زندگی عقب می ماند،و چون راه به جایی نداشت،مجبور می شد تن به گدایی و دریوزگی دهد.اسلام با اینگونه اباطیل مبارزه،و شخص رسول خدا به شدت با آن برخورد نمود.
از دیدگاه ما اهل آخرت و اهل الله همان گونه که عنوان شد،هر دو گروه در ارتباط با دنیا و متعلقات آن،طبق الگوی شریعت عمل نموده،و هرگز به دنیا پشت نمی کنند،جز آن که در همه حال رضای خدا را بر رضای خود ترجیح می دهند.به عبارتی بهتر،به دنیا و متعلقات آن در طول توجه به خدا و همچنین کسب رضایت او توجه داشته،و بیرون از این دایره فکر نمی کنند.
تنها تفاوتی که این دو گروه با هم دارند در این است که اهل آخرت از آن عشقی که اهل الله بدان رسیده،و مجذوب در آن می باشند،محروم اند.گفتنی در این باره فراوان است،و نمی توان در این مختصر،به تمام آن مطالب و نکات پرداخت.به منظور کسب آگاهی بیشتر در این زمینه،و به خصوص در ارتباط با موضوع عرفان و تصوف،خوانندگان می توانند به کتاب:«تصوف از منظر اسلام» به قلم نگارنده و کتابهای دیگر از همین قلم رجوع نمایند.

کریم نافعی فرد
تهران ایران


بازگشت به آرشیو مطالب