وب سایت اختصاصی کریم نافعی فرد

آفت بزرگ

آفت بزرگ
آیا تا به حال در این باره که بزرگترین آفت زندگانی انسان چیست،فکر کرده اید؟پاسخ اش را من به شما می گویم.بزرگ آفت زندگانی انسان چیزی جز جهل و نادانی نیست.تمامی بلاهایی که بر سر نوع انسان آمده و می آید،همه به واسطه جهل و نادانی است.بلاهایی که انسانها بدانها گرفتار می شوند،همچون بلاهای طبیعی نیستند،که نشود با آن کاری کرد،هرچند برای بلاهای طبیعی نیز راه مقابله وجود دارد،و این طور نیست که به منظور مقابله با آنها نتوان کاری کرد. بایستی گفت جهل و نادانی از بزرگترین بلاهایی است که در قرن حاضر چون صاعقه بر سر ملل جهان فرود آمده،و هر روز نیز قربانی خود را می گیرد.مردم جهان گویی همه در خوابند،و چون در خوابند،اساساً نمی دانند کجای این جهان ایستاده اند؟از کجا آمده اند؟ به کجا می روند؟برای چه آمده اند؟و از همه مهمتر آنکه چه باید بکنند؟خبری است از پیامبر گرامی اسلام که فرموده:«الناس نیام. فاذا ماتوا انتبهوا». مردمان در خوابند.وقتی که مُردند،بیدار می شوند.
پرسش این است خوابی که پیامبر خدا از آن سخن می گوید،کدام خواب است؟آیا خواب اشاره شده جز جهل و نادانی است؟ای کاش که این جهل،جهلی ساده بود،و حال آنکه جهل مورد بحث،جهل مرکب است،و نوع انسان به سادگی نمی تواند خود را از دست آن خلاص نماید.خواهند پرسید که جهل مرکب کدام است؟پاسخ این پرسش را«ابن یمین» شاعر گرانقدر این چنین بیان نموده است:
آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکّب ابدالدهر بماند
جهل مرکب همان گونه که شاعر بیان نموده از آن دسته نادانی ها است که عوارض آن بسیار بیش از جهل ساده و سطحی است.در جهل مرکب انسان نه تنها نمی داند،بلکه این را نیز نمی داند که نمی داند.چنین آدمی طبیعتاً تصور می کند که همه چیز را می داند،و چون تصورش بدین گونه است،لذا گوشش به حرف کسی نیز بدهکار نیست.آن آفت بزرگی که عنوان شد،همین است.
یک سفره ای را خدای تعالی برای مردم جهان گسترده و انواع نعمات را نیز در آن قرار داده،جای آن که در کنار هم با مسالمت زندگانی نموده،و از نعمات الهی بهره مند گردند،مادام بر سر یکدیگر می کوبند،و بر یکدیگر اذیت و آزار روا می دارند. به قول شاعر ارجمند سنایی:
این مر آن را همی کشد مخلب و آن مر این را همی زند منقار
و دقیقاً به همین جهت است که خدای تعالی در سوره (العصر) می فرماید:
«والعصر.ان الانسان لفی خسر.الا الذین آمنوا وعملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر».(به روزگار قسم! که انسان در حال زیانکاری است،به جز کسانی که ایمان آورده و اعمال نیکو انجام دادند،و یکدیگر را به حق و شکیبایی سفارش نمودند).
چرا خدای تعالی فرموده انسان در حال زیانکاری است؟به لحاظ آن که انسان در خواب است،و بیدار نیست تا بداند چه بر سر خود و همنوعان خود می آورد؟ بیدار نیست تا بداند که چه خسارت هایی،هم به خود می زند،و هم به همنوعان خود،و دقیقاً به همین جهت است که پیامبر فرموده:مردم در خوابند،وقتی که می میرند،بیدار می شوند.
غرض از بیان مطالب بالا آن است که از این خواب جهل و غفلت که ما را در بر گرفته،بیدار شویم.بیدار شویم پیش از آن که بمیریم.تلاش کنیم خود را از این باتلاقی که در آن گرفتار شده ایم،نجات بخشیم،و چنانچه پیامبر فرموده:«موتوا قبل ان تموتوا».(بمیرید،پیش از آنکه بمیرید).ما نیز پیش از آن که بمیریم، بمیریم،یعنی بیدار شویم.
پرسش این است چرا نوع انسان چنین رفتاری دارد؟و چرا به خود و مصالح خود نمی اندیشد؟آیا خدای تعالی انسان را به منظور تحمل درد و رنج بدین جهان آورده،یا نه! اینها همه به واسطه بی توجهی و بی خیالی نوع انسان نسبت به اوضاع و احوال خویش است؟چنانچه گفته شد همه مشکلات نوع انسان ناشی از نادانی و ناآگاهی او نسبت به اوضاع و احوال خویش است؟ اگر از این باتلاق نادانی و ناآگاهی بیرون شده،و قدری نسبت به مسائل خود و پیرامون خود آگاهی و اشراف پیدا کند،اگر نگوییم همه مشکلات،بسیاری از مشکلات اش حل خواهد شد.
گویا کسانی که به وجود خدای تعالی ایمان داشته،و در باور خویش خدا را حافظ و نگاهدارنده جهان هستی و همچنین جهان بشری می دانند،خیال شان از هر جهت راحت بوده،و همه چیز را به خدا سپرده اند.مردم جهان لازم است دو نکته مهم را بدانند و مورد توجه قرار دهند:نکته اول آنکه بدانند خدای تعالی اگر حافظ موجودیت و بقای انسانها است،این بدان معنا نیست که حافظ کیفیت سرنوشت و زندگانی بشر نیز هست،و نکته دوم آنکه بدانند اوضاع امروز جوامع بشری نسبت به گذشته،بسیار متفاوت بوده،و خطرات و تهدیداتی بزرگ متوجه آنان است،که چیزی از آنها نمی دانند.خطرات و تهدیداتی که در گذشته نبوده،و چیزهایی اند که در عصر حاضر پدید آمده اند.
در ارتباط با نکته اول باید بگوییم که گرچه خدای تعالی حافظ موجودیت و بقای بشر است،اما این معنای اش آن نخواهدبود که تصور شود کیفیت سرنوشت و زندگانی بشر را نیز او تعیین می کند.مردم باید بدانند که کیفیت سرنوشت و زندگانی شان را خودشان تعیین می کنند،و اگر بد یا خوب تعیین کنند،دستی از آسمان نخواهد آمد تا اوضاع شان را اصلاح نماید.چرا؟چون این چیزها را خدا در حیطه اختیارات خود انسانها قرار داده است.مردم باید بدانند اگر هزارسال نیز به همین گونه که هست سپری کنند،نه تنها چیزی تغییر نخواهد کرد،بلکه اوضاع شان روز به روز از این که هست نیز بدتر خواهد شد.
پس تا دیر نشده بهتر است مردم فکری به حال خود و آینده خود بنمایند،و این را نیز باید بدانند که اگر کماکان به بی توجهی و بی خیالی خود ادامه دهند، چنانچه عنوان شد هیچ اتفاق غیر منتظره ای نخواهد افتاد،جز آنکه تمام عمر خود را توأم با بدبختی و تحمل مصائب مختلف به پایان خواهند برد،و این سرنوشت همچنان ادامه خواهد داشت،تا روزی که نوع انسان،خود،بدین نکته واقف گردیده،و باور کند که کیفیت سرنوشت و زندگانی اش را می باید خود تغییر دهد.مگر نه آن که خدای تعالی خود،در کتاب خود،بدین نکته تصریح فرموده و عنوان نموده که در این امر دخالتی نمی نماید:«ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم....».(در حقيقت ‏خدا حال هیچ قومى را تغيير نمى‏ دهد، مگر آن که آنان،خود،حال خود را تغيير دهند).رعد:11
نکته دیگری که لازم است مردم بدان توجه نمایند،درک تغییر و تحولات پدید آمده در جوامع امروزی است.مردم نمی باید اوضاع امروز جوامع بشری را همچون اوضاع گذشته ساده و سطحی تلقی نموده،و از کنار همه چیز به راحتی عبور نمایند،زیرا امروزه همه چیز تغییر نموده،و به واسطه همان تغییر و تحولات لجام گسیخته،خطرات و تهدیداتی بزرگ نیز متوجه مردم است،که چیزی از آنها نمی دانند.خطرات و تهدیداتی که در گذشته نبوده،و چیزهایی اند که در عصر حاضر پدید آمده اند.خواهند پرسید که آن تهدیدات چه هستند؟
آنچه که مردم در این رابطه باید بدانند آن است که در حال حاضر نیرویی مخوف و همه گیر که در حال گسترش و پیشروی است،درصدد است تا اداره و کنترل همه جانبه جوامع بشری را در اختیار گیرد.در حال حاضر نمی توان معلوم نمود که این حرکت به کدام گروه تعلق دارد،و یا آن که کدام گروه در نیل بدین هدف شوم و غیر انسانی موفق خواهد شد.ناگفته نماند ما در کتاب های: «صهیونیسم»و «آخرالزمان» تصورمان این بوده و هست که این حرکت متعلق به صهیونیسم جهانی و گروههای تندرو مسیحی متحد با آن خواهد بود،اما واقع مطلب آن است که صددرصد نمی توان پیش بینی نمود که کدام گروه و به عبارتی دیگر کدام کشور یا کشورها در نهایت بدین هدف دست خواهد یافت،زیرا در این رابطه میان قدرت های برتر جهان رقابت وجود دارد،و همین فردا ممکن است گروه و یا گروههای جدیدی نیز به میدان این رقابتها وارد گردد.
بحث بر سر آن نیست که چه گروهی در پی دستیابی به هدف یادشده است. آنچه که مهم است درک این معنا است که تهدیدی بزرگ متوجه جوامع بشری است،و جوامع بشری به منظور پیشگیری از این رخداد شوم،لازم است هرچه زودتر از خواب بیدار شود،زیرا اگر بیدار نشود،معلوم نیست که چه بر سرش خواهد آمد.چنانچه عنوان شد قدرتهای بزرگ در جهان درصدد اند اگر بتوانند جهان بشری را زیر سلطه خود درآورند.چرا؟به لحاظ آن که هر یک خود را در بهره برداری از منابع جهان اولی و احق از بقیه می دانند،و چون تفکرشان بدین گونه است لذا تا حصول به نتیجه مطلوب دست از تلاش نخواهند کشید.
مردم جهان خیال می کنند که اینها همه آدم های با فرهنگ و با کلاس اند، و هیچگاه دست به چنین کارهایی نمی زنند،و حال آن که قضیه چیز دیگری است و اگر کسانی که چنین اهدافی دارند تا کنون اقدامات خود را علنی نکرده اند،به واسطه آن بوده که هنوز فضا را مناسب چنین اقداماتی نمی دانند.ناگفته نماند در راستای نیل بدین هدف مقدماتی را فراهم آورده و تلاش می کنند تا مقدمات مزبور را در ذهن و فکر مردم جهان بنشانند،اما اینکه تا چه اندازه موفق شده اند،نیازمند بررسی بیشتر است.البته این بررسی از طریق خودشان انجام می پذیرد،و مردم جهان،خیلی نمی توانند در این عرصه جولان دهند،زیرا فاقد ابزار و وسایل لازم اند.انجام بررسیهای لازم در هر زمینه ای،در اختیار خودشان است، زیرا آنها هستند که تمام وسایل را در اختیار دارند.
اما آن مقدمات چه هستند؟بایستی دانست که آن مقدمات یک یک و به مرور زمان عنوان شده است.تئوری هایی از قبیل نظم نوین جهانی،اقتصاد جهانی،واحد پول جهانی،دهکده جهانی،سیاست جهانی و در نهایت حکومت جهانی از جمله این مقدمات هستند.مردم جهان باید توجه داشته باشتد که قدرت های بزرگ جهان در نیل به ایجاد حکومت جهانی واحد تحت فرمان خود،هیچگاه دست از تلاش نخواهند کشید،و تا آن را به دست نیاورند،از پای نخواهند نشست.مردم باید بدانند که اگر در قبال این حرکت شوم و غیر انسانی سکوت نموده،و مانع تحقق آن نگردند،هر بلایی سرشان بیاید،نمی باید از خدا شکایتی داشته باشند.
چنانچه در فرازهای بسیاری مکرراً بدین نکته اشاره شده،خدای تعالی اساس هستی نوع انسان را بر اختلاف قرار داده،و خود،نیز حافظ و نگاهبان این اختلاف تا پایان جهان است.این که چرا خدا هستی انسانها را بر مبنای اختلاف قرار داده، دلیل آن در بخشهای پیشین عنوان شده،و نیازی به تکرار نیست.اما نکته مهم آن است که بدانیم نوع انسان با وجود این ساختار نیز،نمی باید تسلیم شرایط شده،و نقش فاعل مختار بودن خود در هستی را فراموش نماید.شاید بگویند همان قدرتها که در پی دستیابی به حکومت جهانی اند،نیز از اجزاء این سمفونی اختلاف بوده،و در نتیجه کاری نمی توان کرد.در پاسخ به اشکال عنوان شده باید بگوییم که این درست است که آنها نیز از اجزاء این سمفونی هستند،اما نکته مهم آن است که بدانیم خدای تعالی قدرت مخالفت و ایستادگی در برابر آنها را به انسان داده،و این طور نیست که انسان را در قبال این گونه تحرکات عاجز و ناتوان آفریده باشد.
در گذشته مردم جهان به واسطه جهل و ناآگاهی نسبت به خود و جهان پیرامون خود در خواب بودند،و خواب شان بیشتر ناشی از تنبلی و بی تفاوتی شان نسبت به سرنوشت خودشان بود،و قدرتهای سلطه طلب نیز با بهره برداری از جهل و بی خبری شان بر آنها تاخته،و آنها را زیر سلطه خویش می گرفتند. بایستی دانست که در این رابطه قدرتهای مزبور برنامه ریزی خاصی نداشته،و تنها به واسطه همان جهل و بی خبری مردم،بر مردم مسلط می شدند،و این در حالی است که امروزه روش کار بس متفاوت با گذشته شده است.
از آنجا که امروزه شرایط مردم جهان تغییر نموده،و مردم تا حدودی نسبت به گذشته آگاهتر شده اند،و دیگر نمی توان چون گذشته با استفاده از تنها اهرم قدرت بر آنان سوار شد،لذا آمده و برای مردم جهان برنامه ریزی نموده اند.پیش از آن که در ارتباط با برنامه آنها صحبت کنیم لازم است نکته ای را خاطر نشان سازیم و آن نکته چنانچه در کتاب:«آخرالزمان» گفته ایم این است که توجه داشته باشیم قدرتهایی که در صدد برپایی حکومت جهانی برای خود هستند، خاصه دولتهای یهودی،مسیحی،به منظور دستیابی به هدف خود تلاش دارند تا جنگ بزرگی را با مسلمانان راه بیندازند.این که در مقابل آنها،دولتهایی نیز با مسلمانان ائتلاف خواهند نمود،یا نه! اینها همه پرسش هایی است که پاسخ آنها در آینده معلوم خواهد شد.
با توجه به مطالب بالا،حال می خواهیم ببینیم برنامه ریزی آنها برای مردم چه بوده است؟به باور نگارنده آنها برای مردم دنیا تنها یک برنامه پیاده کرده اند،که اگر خوب پیش برود،آنها به راحتی به تمام اهداف خود خواهند رسید. ممکن است سؤال شود آن برنامه چیست؟در پاسخ باید بگوییم که آن برنامه،جز سرگرم نمودن مردم جهان،چیز دیگری نیست.ناگفته نماند که در این رابطه بسیار موفق نیز عمل کرده اند.بسیارخوب! حال بایستی دید که در این راستا از چه ابزارهایی بهره برده اند.از جمله ابزارهایی که مورد بهره برداری قرار داده و می دهند،می توان به انتشار کتابها،مجلات،بولتنهای خبری و تبلیغاتی در زمینه موضوعات انحرافی و سرگرم کننده،فیلم های سینمایی،سریال های تلویزیونی، کانال های نمایشی ماهواره ها و اینترنت اشاره نمود.
بایستی دانست گرچه ابزارهای نام برده شده،هر یک در جای خود،از اهمیت به سزایی برخوردار است،اما آنچه که در این میان مهمترین و مؤثرترین نقش را دارد،اینترنت و برنامه های گنجانده شده در آن است.به طور کلی می توان گفت که اینترنت خود،به تنهایی،نه تنها دربردارنده همه ابزارهایی است که نام برده شد،بلکه فراوان ابزارهای کاربردی دیگر از قبیل بازیها و .... را نیز در خود جای داده،و از این نظر می توان گفت که خود،یک انبار مهمات است.
چنانچه پیش از این اشاره شد،اگر خوب دقت کنیم خواهیم دریافت که از مدتها قبل کیفیت خیلی چیزها تغییر نموده است.به عنوان مثال اگر در زمینه کتاب،به عناوین موضوعات پرداخته شده توجه کنیم متوجه خواهیم شد که اکثر موضوعات عنوان شده حول محور موضوعات ذهنی و سرگرم کننده است.حال این سرگرمیها چه هستند؟و چگونه مردم را سرگرم می کنند؟و نکته مهم آن که مردم را به کدام راه می برند؟موضوعاتی است بسیار پیچیده،که به این سادگی ها نمی توان بدانها پی برد.
امروزه بیشترین سهم موضوعات پرداخته شده در کتابها به موضوعاتی از قبیل مکانیک کوانتوم،نسبیت انیشتین،انفجار بزرگ،نظریات الحادی و انحرافی فیزیک پیشه ها،نظریات انحرافی روانشناسها،نظرات انحرافی عرفان های جدید شرقی و غربی،داستانهایی در ارتباط با جن،پری،فرشتگان،ارواح سرگردان،ارواح خبیثه، سحر،جادو،رمل،اسطرلاب،فال بینی،طالع بینی،کف بینی،ستاره شناسی، علم اعداد و اسامی،اطلاع از وقایع آینده،جنگ و ستیز میان فرشتگان و شیطان یا شیاطین،وقایع و اتفاقات مربوط به دوره آخرالزمان،بروز جنگ های هسته ای و نابودی جهان و بشریت و .... اختصاص دارد،و البته همین موضوعات،خود،پایه و مایه سناریو و داستانهای بخش اعظم فیلمهای سینمایی جهان بالاخص هالیوود، و همچنین سریال های تلویزیونی است.
تمام موضوعات یادشده به انضمام خیل عظیم برنامه های رقص،آواز،موزیک، سکس و بازیهای مختلف،همه و همه در اینترنت یکجا به بیننده عرضه می شود. برنامه هایی که در راستای سرگرم نمودن مردم جهان،و همچنین انحراف ذهن و فکر آنان از اتفاقاتی که در شرف انجام است،تدوین گردیده است.یکی از برنامه هایی که اخیراً آمده برنامه پول چاپ کنی«همستر» است.شما گوشی را دستتان می گیرید و روی نقطه ای که مشخص شده ضربه می زنید.با هر ضربه امتیاز می گیرید و با اخذ امتیاز مشخص شده سکه به شما تعلق می گیرد.همین طوری ادامه می دهید و سکه دریافت می کنید،بعد سکه هایتان را جمع می کنید و به مراکز مشخص شده می برید،می فروشید،و معادل آن پولش را می گیرید!از این بهتر دیگر چه می شود؟شما در خانه خود نشسته اید،و تنها با ضربه زدن روی گوشی خود،همین جوری به راحتی و مفت و مسلم و بدون آن که زحمتی به خودتان بدهید،پول روی پول می گزارید!
یا یک برنامه هایی در ارتباط با استخراج ارزهای دیجیتالی آورده اند که آن هم خود،برای مردم و یا دولتها به نوعی برنامه چاپ اسکناس است! کامپیوترها را ردیف می کنند هرچه بیشتر بهتر،بعد منتظر می نشینند تا کامپیوترها مثلاً بیت کوین استخراج کنند.بعد که بیت کوین ها را استخراج کردند،معادل آنها پول به حساب شان واریز می شود.شنیده می شود که بسیاری از دولتها نیز به این بازی روی آورده،و مشغول استخراج ارزهای دیجیتالی هستند،و این دیگر آخر مصیبت است.حتی بازی هایی را در اینترنت قرار داده اند که شما بازی می کنید و در ازای بازی که می کنید،پول دریافت می کنید.یا فیلم و سریال تماشا می کنید،و به شما در ازای تماشای فیلم و سریال پول و جایزه می دهند!
بایستی توجه داشت اینها که گفته شد و هزاران برنامه ریز و درشت دیگر، همه و همه به منظور سرگرم نمودن مردم جهان است.مردم جهان باید سرگرم باشند،تا متوجه اتفاقات پیرامون خود نگردند.مردم جهان باید خواب باشند،تا از بلاهایی که قرار است بر سرشان نازل شود،چیزی ندانند.اینها که عنوان شد و بسیاری دیگر که طرح و تعریف آنها در این مختصر نمی گنجد،همه و همه برنامه هایی هستند که قدرتهای در سایه که در پی دستیابی به حکومت جهانی اند،برای مردم دنیا تدارک دیده اند،تا مردم جهان را به واسطه آنها خواب کنند،و البته همان گونه که اشاره شد،در این رابطه بسیار موفق نیز عمل کرده اند.
ممکن است عنوان شود که این کار چه اشکالی دارد؟آمده اند و مردم را سرگرم نموده،و علاوه بر آن پول نیز می دهند،کجای این کار اشکال دارد؟در پاسخ بایستی گفت ضرب المثلی هست که می گوید:گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد!حکایت اینها هم مثل داستان همان گربه است.اگر کمی عقل خود را به کار اندازیم،و قدری در ارتباط با کارهایی که انجام می دهند،فکر کنیم به سادگی به اهداف شان پی خواهیم برد.البته اگر قضیه را از آن طرف در نظر بگیریم،نتایج بهتری به دست خواهد آمد.بایستی دانست صورت درست قضیه آن نیست که آنها مردم را سرگرم نموده،و علاوه بر آن،لطف می کنند و به مردم پول نیز می دهند،بلکه صورت درست قضیه آن است که آنها به مردم پول می دهند، یا برای آنها هزینه می کنند،تا آنها را سرگرم کنند.
وقتی این جوری به قضیه نگاه کنیم،قضیه فرق کرده،و خود به خود این پرسش مطرح می گردد که برای چه می خواهند مردم جهان سرگرم باشند؟آخر هر جور فکر می کنیم این قضیه یک جایش می لنگد.این که پول های هنگفت و میلیاردی هزینه می کنند،تا مردم را سرگرم کنند،خیلی سؤال برانگیز است.پس معلوم می شود سرگرم بودن مردم جهان برای اینها یک نفعی دارد،در غیر این صورت مگر عقل شان کم شده که بیایند و میلیاردها دلار را بدون هدف و صرفاً برای خوش آمد مردم هزینه کنند.
از دیگر ابزارهای مهم و بلکه مهمتر از همه در راستای سرگرم نمودن مردم جهان،گوشی های هوشمند است.ابزارهای دیگر همه یک طرف،و گوشی های هوشمند یک طرف.اگر بخواهیم مقایسه کنیم بایستی گفت گوشیهای هوشمند یک تنه به اندازه همه آن ابزارها کاربرد دارد.امروزه اغلب مردم جهان از این گوشیها استفاده می کنند،و برنامه های گنجانده شده در آن به قدری جاذبه دارد که شخص وارد شدن اش با خودش است،و خارج شدن اش با خدا است.
یک دنیا مطالب،فیلم سینمایی،کلیپ های مختلف،اخبار و اطلاعات فراوان و هزاران برنامه سکس،موسیقی،رقص،آواز،بازیهای گوناگون و.... به گونه ای طراحی شده است که شخص با ورود بدان عرصه اصلاً نمی داند چه بکند؟و کدام یک را تماشا کند؟تنها فرصت می کند تا یک طرف را گرفته و در حد یک مروری تند و سریع،چند مورد را ببیند و بگذرد.البته تا جایی که وقت اش اجازه می دهد!
اطلاعات گنجانده شده در اینترنت،به قدری زیاد و درهم تنیده است که هیچ محقق و پژوهشگری در جهان قادر نیست تا در مورد حتی درصدی از موضوعات عنوان شده در آن تحلیلی ولو مختصر ارائه دهد.تعداد و تنوع موضوعات عنوان شده به قدری زیاد است که مردم نمی توانند حتی درصد کمی از آن را رصد کنند،چه رسد به مطالعه و تحلیل آنها.انبوه مطالب و برنامه ها و همچنین تنوع آنها توانسته به سهولت مردم جهان را سرگرم نماید.همان چیزی که قدرتهای سلطه طلب در آرزوی آن بودند.در اینجا دیگر نیازی نیست کسی مردم را به سرگرمی و سرگرم شدن دعوت نماید،زیرا با استفاده از برنامه های مزبور،خود شان را خوب سرگرم نموده اند.
یک نکته ای را داخل پرانتز عرض کنم و آن این است که در اینجا بحث خوب یا بد بودن مطالب موجود در اینترنت مطرح نیست،زیرا طراحان برنامه های اینترنت برنامه ها را برای یک سلیقه خاص تدوین ننموده و بلکه در طراحی آنها تمام سلیقه ها را در نظر گرفته اند.هر کس به فراخور حال خود و سلیقه خود می تواند برنامه های دلخواه خود را دنبال نموده،و از آنها بهره برداری نماید.چیزی که هست مردم همین جوری و بدون در نظر گرفتن مصالح مربوط به خود،نمی باید در آن برنامه ها ورود نمایند،زیرا اینترنت در همان حال که می تواند برای فرد بسیار مفید و سازنده باشد،در همان حال ممکن است بلای جان او نیز باشد.مردم باید روش صحیح بهره برداری از آن را یاد بگیرند،تا احیاناً مشکلی برای شان ایجاد نشود.
گفته شد که قدرت هایی که در پی ایجاد حکومت جهانی هستند برای مردم دنیا تنها یک برنامه پیاده کرده اند،و آن برنامه،جز سرگرم نمودن مردم جهان، چیز دیگری نیست.همچنین گفته شد که ابزار کار آنها در این رابطه انتشار کتاب ها،مجلات،بولتن های خبری و تبلیغاتی در زمینه موضوعات انحرافی و سرگرم کننده،فیلم های سینمایی،سریال های تلویزیونی،کانالهای نمایشی ماهواره ها و اینترنت می باشد.اگر فرض بر این باشد که قدرت های مزبور کارشان را در دو مرحله به انجام برسانند،بایستی دانست که مرحله اول را خوب شروع کرده،و به راحتی در حال پیشروی هستند.مرحله اول چیست؟معلوم است.سرگرم نمودن مردم جهان.مرحله دوم چیست؟پیاده نمودن نیروهای نظامی خود در مناطق مورد نظر و تصرف آنها.
شاید این موضوع از نقطه نظر برخی از مردم یک شوخی تلقی شود،و حال آن که شواهد و قرائن حاکی از آن است که در ارتباط با این موضوع هیچ گونه شوخی در کار نیست،و موضوع بسیار نیز جدی است.گرچه نگارنده به برخی از شواهد و قرائن مزبور در کتاب:«صهیونیسم،امریکا و آخرالزمان»اشاره نموده،اما بایستی دانست که این مقدار کافی نیست،و خوانندگان به منظور پی بردن به صحت و سقم مطالب عنوان شده از سوی نگارنده،لازم است خود نیز به فضای مجازی رجوع نموده و مطالب مرتبط با آخرالزمان را جستجو نمایند.
مضافاً،کلیپ های فراوانی نیز در فضای مجازی وجود دارد که لازم است خوانندگان و اهل تحقیق خود،آنها را مشاهده نمایند.البته باید دقت داشته باشند مطالبی را که مرور می کنند،مستند و واقعی بوده،و همین طوری هرچه را که دیدند و خواندند،قبول نکنند.مطالبی درخور توجه تحت عنوان:«پروژه پرتو آبی» در فضای مجازی عنوان شده،که نگارنده خوانندگان را به پی گیری و مطالعه آنها توصیه می نماید.ممکن است همه مطالب عنوان شده در این رابطه مستند نباشد،اما آنچه مهم است این است که رد پای حرکتی که پیش از این عنوان شد را به خوبی می توان در آن مشاهده نمود،و به نتایج جالبی نیز دست یافت.
گفتنی در این باره فراوان است،و ما نمی توانیم به همه آنها در این مختصر اشاره کنیم.آنچه که مهم است و مردم باید بدان توجه کامل داشته باشند،موضوع سرگرم شدن آنها است.ناگفته نماند از نظر ما نیز سرگرمی خوب است،و حتی لازمه زندگانی بشر است،اما خوب است در عین حال که سرگرم هستیم،حواس مان به اطراف خودمان نیز باشد،و نسبت به سرنوشت خود،خانواده،جامعه و آیندگان مان بی تفاوت نباشیم.
مردم جهان به منظور دستیابی به وضعیتی بهتر و مناسبتر برای زندگانی خود،لازم است به دو نکته توجه داشته،و دنبال نمایند.اول آن که خود را به سطحی از شعور و آگاهی که لازمه زندگانی و همچنین رشد و تعالی شان است، برسانند،و همین جوری عمر گرانمایه خود را صرف چیزهای بی ارزش و یا کم ارزش ننمایند.زیرا هر کسی تنها یکبار به این دنیا می آید،و پس از اتمام این فرصت کوتاه،دیگر مجالی برای جبران کاستی هایش نخواهد داشت.
خوب است در عین حال که زندگی می کنیم و از مواهب و لذائذ دنیایی بهره برداری می کنیم،در همان حال زمانی را به امر خودشناسی و کسب مراتب کمال و تعالی خود اختصاص دهیم،و جوری عمل نکنیم که مصداق آن کلام خداوند باشیم که فرموده:«والعصر.ان الانسان لفی خسر. الا الذین آمنوا وعملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر».(به روزگار قسم! که انسان در حال زیان کاری است،مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال نیکو انجام دادند،و یکدیگر را به حق و شکیبایی سفارش نمودند).
اگر فقط زندگانی کنیم انسانی خواهیم بود که از زندگانی اش جز خسارت معنوی حاصلی برایش نیست،و این در حالی است که اگر به آموزه های اخلاقی و همچنین اعمال نیک نیز توجه داشته باشیم،آن وقت است که از زندگانی خود سود برده ایم.اگر زندگانی کنیم و از لذائذ دنیایی بهره مند باشیم و در عین حال انسانی خوب باشیم و به دیگران خوبی کنیم و اگر نتوانستیم خوبی کنیم،حداقل بدی نکنیم،آن وقت است که می توان گفت به بخشی از سعادت توأمان دنیا و آخرت دست یافته ایم.البته هرچه بیشتر تلاش کنیم معلوم است که بیشتر به دست خواهیم آورد.
نکته دوم آن است که نسبت به اتفاقات پیرامون خود،و آنچه که در جهان اتفاق می افتد،و یا قرار است اتفاق بیفتد،اشراف داشته باشیم.این طور نباشد که مانند کبک سر خود را زیر برف کرده و از دنیا بی خبر باشیم.قدرت های بزرگ همانگونه که گفتیم در پی همین هستند.آنها میلیاردها دلار هزینه می کنند تا ما را خواب کنند.تا ما را جوری درگیر مسائل و مشکلات خودمان نموده،و یا با ابزارهایی که در اختیار دارند،جوری سرگرم مان کنند که ندانیم چه بلایی قرار است بر سرمان بیاورند.
به منظور دستیابی به ذهنی آرام و با ثبات که بتوان با آن مسائل و مشکلات را رصد نموده،و در راستای حل آنها اقدام نمود،لازم است یک کار انجام دهیم و آن این است که ذهن خود را از این آشفتگی که فضای مجازی پدید آورده،آزاد کنیم.با آشفتگی ذهن و نابسامانی عقل نمی توان درست فکر کرد،و تصمیماتی درست اخذ نمود.به منظور خلاص شدن از این هرج و مرج و آشفتگی ذهنی لازم است به سرچشمه های اصیل کلام خداوند و سنت پیامبرش رجوع کنیم.به سرچشمه ها رجوع کنیم،تا بتوانیم ذهن خود را از آن همه آشفتگی و نابسامانی های ذهن و فکر که برایمان ایجاد نموده اند،نجات بخشیم،و قدری در این رابطه بیندیشیم که اساساً برای چه به این دنیا آمده ایم؟هدف از آمدنمان چه بوده؟و برای آن که دچار ضرر،زیان و خسارت نشویم،چه باید بکنیم؟بی تردید اگر نوع انسان به نکاتی که عنوان شد پایبند بوده،و بدانها عمل کند،نه تنها دنیایی امن و آباد برای خود فراهم خواهد ساخت،بلکه دنیای بعدی خود را نیز امن و آباد خواهد نمود.

کریم نافعی فرد
تهران ایران


بازگشت به آرشیو مطالب