وب سایت اختصاصی کریم نافعی فرد

کیفیت زندگانی انسانها در جهان بعدی

کیفیت زندگانی انسانها در جهان بعدی
در ارتباط با کیفیت زندگانی انسان در جهان بعدی اقوال و نظرات و همچنین اشکالات فراوان است.از جمله اشکالات و به عبارتی دیگر اختلاف نظرها پیرامون کیفیت آن است.عمده اختلاف نظری که در این زمینه وجود داشته و دارد،آن است که برخی از صاحب نظران بر این باورند که کیفیت زندگانی انسانها در جهان بعدی،به همین صورت که در حال حاضر می بینیم،یعنی جسمانی،روحانی بوده،و عده ای دیگر از جمله گروهی از فلاسفه،باورشان بر این بوده و هست که کیفیت زندگانی انسانها در جهان بعدی،صرفاً روحانی خواهد بود.
واقع مطلب آن است که از این امور جز خدای تعالی هیچ کس آگاه نیست،و هرچه هم که گفته شده و می شود،جز ظن و گمان چیز دیگری نمی تواند باشد. ناگفته نماند در این رابطه یک دسته مطالبی در قرآن عنوان شده که می تواند راهنمای خوبی برای ما باشد.آنچه که در این رابطه در قرآن عنوان شده حاکی از آن است که زندگانی انسانها در جهان بعدی با همین کیفیتی که در حال حاضر مشاهده می کنیم یعنی روحانی،جسمانی خواهد بود.
در قرآن آیاتی هست که نشان می دهد مشرکین و کفار،منکر آفرینش مجدد انسانها در جهان بعدی بوده،و آن را امری محال می دانسته اند.خدای تعالی در ارتباط با ناممکن دانستن این مطلب از سوی آنان،در آیاتی از آنان سؤال نموده که چرا این مطلب را باور ندارید؟ آیا خلقت مجدد شما مشکل است،یا خلقت آسمانها و زمین؟ آیا خدایی که آسمانها و زمین را آفرید،نمی تواند مجدداً شما را خلق کند؟و این در حالی است که شما را ابتدا از هیچ خلق نمود.لازم به تذکر است در ارتباط با موضوع فوق یعنی انکار آفرینش مجدد انسانها در رستاخیز،ما با دو گروه مواجه هستیم.گروه اول کسانی هستند که به واسطه عدم اعتقاد و ایمان به وجود خدا،منکر این چیزها هستند،که این امری طبیعی بوده و ما هم کاری با آن نداریم.گروه دوم از جمله فلاسفه خلقت مجدد انسانها را قبول دارند،اما نه به صورت جسمانی،روحانی،بلکه تنها به صورت روحانی.
ممکن است این پرسش عنوان شود که چرا فلاسفه با توجه بدین که به قدرت علی الاطلاق خداوند باور داشته و بلکه بهتر و بیشتر از دیگران بدین امر واقف اند،به خلقت انسانها به صورت جسمانی،روحانی باور ندارند؟در پاسخ باید بگوییم که نظر فلاسفه این است که اگر زندگانی انسانها در جهان بعدی روحانی، جسمانی بوده،و مانند زندگانی در همین دنیا باشد،این می شود تکرار زندگانی همین دنیا،و این خلاف عقل است.زیرا اگر قرار باشد همین زندگانی در جهان بعدی نیز تکرار شود،لازم نخواهد بود که همه چیز این جهان به هم ریخته و نابود شود،و سپس در ادامه مشابه همان که در قبل بوده،مجدداً خلق شود!چون از نظر آنان تکرار این امر عقلایی نمی باشد،لذا معتقدند که زندگانی انسانها در جهان بعدی،باید روحانی و مجرد باشد!
اینجاست که آقایان برای خدا هم نسخه پیچیده و تکلیف جهان بعدی را نیز مشخص نموده اند،و این در حالی است که از کم و کیف اتفاقاتی که در جهان بعدی خواهد افتاد،و خدای تعالی چه خواهد کرد،کوچکترین اطلاعی ندارند. ناگفته نماند ما به تلاش و کوشش فلاسفه،متکلّمان،عرفا،متصوفه،فیزیکدانان و اساساً هر گروه و جمعیتی که در راستای کشف ابهامات مربوط به جهان هستی اعم از ابهامات علمی،فلسفی،کلامی و .... تلاش نموده و می نمایند،ارج نهاده،و احترام قائلیم،اما این معنای اش آن نخواهد بود که آقایان در ارتباط با چیزهایی که هیچ اطلاعی از آن ندارند،نیز نظر دهند،و مردم را سرگردان نمایند.
موضوعات مربوط به جهان بعدی نیز از آن جمله بوده،و نمی توان و نمی باید همین جوری در باره آن سخن گفت،و نظر داد.پرسش این است چرا در ارتباط با چیزهایی که اطلاعی از آنها نداریم،نظر می دهیم،و با نظرات و تصورات خود،هم خود،و هم مردم را سرگردان می کنیم؟ناگفته نماند اگر به آثار فلاسفه،متکلّمان، عرفا،متصوفه،فیزیکدانان و .... که در صدد بوده اند در ارتباط با کیفیت وجودی خدا و همچنین جهان متافیزیک سخن گفته و نظر دهند،مراجعه نماییم،با انبوه مطالب و نظرات غامض و پیچیده ای روبرو می شویم که جز صنف خودشان و کسانی که آشنا با این گونه مفاهیم اند،هیچ کس دیگر سر در نمی آورد،و این در حالی است که ابهامات نیز کماکان حل ناشده بر جای خود قرار دارند.
ممکن است برخی عزیزان این طور تصور کنند که روش و یا عادت نگارنده بدین گونه بوده و هست که با هر چیزی سر ناسازگاری داشته،و آن را رد می کند،و این در حالی است که واقع مطلب این طور نبوده،و اگر با موضوعاتی از این قبیل مخالفت نموده،و یا می نماید،همه و همه به واسطه مصلحت طلبی و مصلحت نگری است.به باور ما مصالح مردم بالاتر از چیزهای دیگر است.اگر می خواهیم مردم را به شاهراه رشد،کمال،تعالی و در فرجام به آرامش روح و روان هدایت کنیم،باید برای آنها مسیرهایی را انتخاب کنیم که بتوانند در آن مسیرها به سهولت و راحتی طی طریق نمایند.
اگر خواهان رشد و تعالی مردم هستیم،باید آنها را از مسیری که در آن می توانند حرکت کنند،پیش ببریم،نه آن که مسیرهایی را جلو پای آنها بگزاریم که تا ابد سرگردان بوده،و دور خودشان بچرخند.افکار و آراء فلاسفه و امثالهم در این رابطه ها،اگر هم برای خودشان کارساز باشد،قطعاً مشکلی از مردم را حل نخواهد نمود.به باور نگارنده در این زمینه ها،آنچه بیش از همه به درد مردم می خورد،و می تواند برای مردم آرامش روح و روان به همراه داشته باشد،چیزی جز همان رهنمودهای هرچند اجمالی قرآن نمی تواند باشد.

کریم نافعی فرد
تهران ایران


بازگشت به آرشیو مطالب